ما برای آزادی حاضریم بمیریم
باز هم از لیبی، نبرد برای آزادی بها دارد، بهای آنگاه جان عزیزانی است که خود را فدیه انقلاب و آزادی میکنند، به میان رزمندگان میرویم:
گزارش
عبدالمیمن یک دانشآموز ۱۸ساله بههمراه عمو و همسایه خود به رزمندگان پیوسته است. آنها در طول شب در یک خانه پناه گرفته بودند، ولی بهنگام صبح یک موشک گراد به آن ساختمان اصابت کرد. یکی از رزمندگان میگوید دشمن ما را با توپخانه سنگین هدف قرار میدهد و درگیری میان ما و دشمن هنوز شدید است.
عبدالمیمن تنها رزمندهیی بود که در روز جمعه جان باخت. آمبولانسها پشت سرهم مجروحان را به این بیمارستان صحرایی منتقل میکردند. پای یک مرد در اثر انفجار قطع شد و ترکش به پای رزمنده دیگری اصابت کرد. او میگوید «ما برای آزادی حاضریم بمیریم، ولی اجازه نمیدهیم آنها مصراته را بگیرند. ما منتظریم شما بیایید؛ ما انتقام خون برادرانمان را خواهیم گرفت».
پیشروی بسوی غرب بهای خودش را میطلبد، با این عزم و آمادگی رزمندگان توانستند موفق به تسخیر زمینهای جدیدی شوند. خبرنگار تلویزیون الجزیره میگوید رزمندگان ما را از پستهای بازرسی عبور داده و به موضع جدیدشان بردند تا پیشروی آنها را ببینیم.
از اینجا هم صدای توپباران و گلولهباران به گوش میرسد. نیروهای قذافی برای دفاع از مواضع جدیدشان که اکنون به سمت غرب رانده شدهاند؛ روی توپخانه سنگین تکیه کردهاند. اما رزمندگان هم با رسیدن یک قایق با صدها رزمنده از بنغازی تقویت شدند. البته اینها یک ارتش آموزش دیده نیستند، آنها دوستان و خانوادههایی هستند که بهم ملحق شدهاند تا از مملکت خود دفاع کنند. آنها به سرعت متوجه میشوند که باید با یک ارتش حرفهای در منطقه باز صحرایی روبهرو شوند. هرچند که آنها دست بالا را دارند، ولی این دست بالا بدون بها نیست.

باز هم از لیبی، نبرد برای آزادی بها دارد، بهای آنگاه جان عزیزانی است که خود را فدیه انقلاب و آزادی میکنند، به میان رزمندگان میرویم:
گزارش
عبدالمیمن یک دانشآموز ۱۸ساله بههمراه عمو و همسایه خود به رزمندگان پیوسته است. آنها در طول شب در یک خانه پناه گرفته بودند، ولی بهنگام صبح یک موشک گراد به آن ساختمان اصابت کرد. یکی از رزمندگان میگوید دشمن ما را با توپخانه سنگین هدف قرار میدهد و درگیری میان ما و دشمن هنوز شدید است.
عبدالمیمن تنها رزمندهیی بود که در روز جمعه جان باخت. آمبولانسها پشت سرهم مجروحان را به این بیمارستان صحرایی منتقل میکردند. پای یک مرد در اثر انفجار قطع شد و ترکش به پای رزمنده دیگری اصابت کرد. او میگوید «ما برای آزادی حاضریم بمیریم، ولی اجازه نمیدهیم آنها مصراته را بگیرند. ما منتظریم شما بیایید؛ ما انتقام خون برادرانمان را خواهیم گرفت».
پیشروی بسوی غرب بهای خودش را میطلبد، با این عزم و آمادگی رزمندگان توانستند موفق به تسخیر زمینهای جدیدی شوند. خبرنگار تلویزیون الجزیره میگوید رزمندگان ما را از پستهای بازرسی عبور داده و به موضع جدیدشان بردند تا پیشروی آنها را ببینیم.
از اینجا هم صدای توپباران و گلولهباران به گوش میرسد. نیروهای قذافی برای دفاع از مواضع جدیدشان که اکنون به سمت غرب رانده شدهاند؛ روی توپخانه سنگین تکیه کردهاند. اما رزمندگان هم با رسیدن یک قایق با صدها رزمنده از بنغازی تقویت شدند. البته اینها یک ارتش آموزش دیده نیستند، آنها دوستان و خانوادههایی هستند که بهم ملحق شدهاند تا از مملکت خود دفاع کنند. آنها به سرعت متوجه میشوند که باید با یک ارتش حرفهای در منطقه باز صحرایی روبهرو شوند. هرچند که آنها دست بالا را دارند، ولی این دست بالا بدون بها نیست.